Part one🖤✨

صدای کفشش از شش کیلومتری هم شنیده می‌شد.
همه سر جاشون نشسته بودند و جیکشون در نمی‌اومد.
جئون جونگکوک با قدم های شمارده و صاف وارد کلاس شد.
مثل همیشه مرتب..
کت شلوار مشکی رنگی به تن داشت و مثل همیشه موهای بلندش را با ژل به بالا هدایت کرده بود.
به میز کنفرانس رفت و کیف چرمِ مشکیش را رویش قرار داد.
دفتر حضور و غیاب را در آورد و روی میز گذاشت.
روان نویس مشکی رنگش که اسم خودش روش حک شده بود را از جیب کتش در آورد.
آن روان نویش ارزش بالایی برای جئون داشت.
دختر کوچولوش به مناسبت تولدش بهش کادو داده بود.
در خودکار را باز کرد و دونه به دونه اسم ها را می‌خواند.
بعد از اتمام حضور و غیاب دفتر را بست و داخل کیفش قرار داد.
نگاهی به بورا که ته کلاس نشسته بود کرد.
با اخم که بین ابرو هایش بود گفت:خانم جئون بورا بفرمایید میز اول
بورا لبخندی زد و گفت:مرسی استاد جام راحته
جونگکوک اخم بین ابروش بیشتر شد.
دروغ نگوید بورا کمی ازش ترسید.
جونگکوک با صدای بلند گفت:بورا نگفتم میای یا نه لحنم دستوری بود پاشو و همین الان بیا ردیف اول رو به روی میزم
بورا اخم کوچیکی کرد.
کیفش را گرفت و به سمت جایی که جونگکوک اشاره کرد رفت و نشست.
توی آن مدرسه فقط بورا میتوانست رو حرف آقای جئون حرف بزنه و او چیزی بهش نگوید.
جونگکوک نگاهی به پاهای لخت بورا انداخت.
اخم غلیظی کرد و ماژیک مشکی رنگش را از جیبش بیرون آورد.
به سمت تخته رفت و گفت:حواسا اینجا باشه دوبار توضیح نمیدم
بورا با حالت لوسی گفت:برای من چی استاد؟
جونگکوک نگاهی به بورا انداخت و گفت:برای همه رو گفتم خانم جئون بورام
اسم بورا را محکم گفت و همین باعث حرصی شدن بورا بسه.
بورا زیر لب با خودش گفت:به حسابت میرسیم
دیدگاه ها (۳)

Part 3

اره بیبی🫠🫂

معرفی فیکشن🖤✨

SCHOOL

CASINO3.17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط